نظر علي الطالقاني
313
كاشف الأسرار ( فارسى )
خدا قسم كه هر دو سخن مرا شنيدند ، چنانچه اهل چاه بدر سخن حضرت رسول را شنيدند . 32 حال به يارى قائم عجّل اللّه فرجه اشاره نمائيم به بدن مثالى و غالب مثالى . مجلسى ( قدّس سره ) مىفرمايد در احاديث بسيار از طرق خاصّه و عامّه مذكور است كه روح بعد از مفارقت از بدن تعلّق مىگيرد به بدن لطيفى مثل بدن دنيا كه در لطافت مثل اجسام ملائكه و جنّ است و به آن بدن حركت مىكند و پرواز مىكند . و حضرت صادق ( ع ) به راوى فرمود مردم چه مىگويند در ارواح مؤمنان بعد از مرگ ايشان ؟ عرض كرد مىگويند كه در حوصلهء مرغان سبز مىباشند . فرمود سبحان اللّه ! مؤمن گراميتر است نزد خدا از اين . بعد فرمود چون وقت مرگ او مىشود مىآيد به نزد او رسول خدا ( ص ) و على و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) و با ايشان ملائكه مقرّبان خدا هستند ، تا آنكه فرمود ، چون حق تعالى قبض روح او نمود مىبرد اين روح را به سوى بهشت در صورتى مثل اين صورتى كه در دنيا داشته ، مىخورد و مىآشامد ؛ پس مردهء تازه كه به نزد ايشان مىرود مىشناسد ايشان را به آن صورت كه در دنيا داشتهاند . 33 و حضرت امير المؤمنين در صحراى نجف به روى سنگ ريزه خوابيد . قنبر گفت من جامهء خود را در زير تو بيندازم . حضرت فرمود نه نيست مگر تربت مؤمنى يا مزاحمت نمودن در مجلس مؤمنى و با او همنشينى كردن . اصبغ بن نباته گفت تربت مؤمن را دانستم كه بود و خواهد بود ، و مزاحمت در مجلس او چه معنى دارد ؟ فرمود اى پسر نباته ، در اين صحرا ارواح مؤمن و مؤمنه هست در قالبها از نور بر منبرها از نور . و حسن بن سليمان اين حديث را روايت كرده و در آخرش زياد كرده كه اى پسر نباته اگر پرده برداشته شود هرآينه خواهى ديد ارواح مؤمنان را كه حلقهها نشستهاند و به ديدن يكديگر مىروند و با يكديگر صحبت مىدارند و روح هر مؤمن در اين وادى است و روح هر كافر در برهوت يمن است . 34 و در محاسن از صادق ( ع ) روايت است كه فرمود به ابو بصير هر كه از شما به اعتقاد ولايت ما بميرد شهيد است ، هر چند در ميان رختخواب خود بميرد ، و زنده است نزد خدا و روزى مىخورد . 35 و حضرت كاظم ( ع ) در جواب اسحاق كه گفت آيا ميّت به زيارت اهل خود مىآيد ، فرمود بلى . گفت در چند مدت ؟ فرمود در هفته يا ماهى يا سالى يك بار به قدر منزلت خود . گفت به چه صورت مىآيد ؟ فرمود به صورت مرغ لطيفى بر ديوار